ندارم ,کلاس ,فعلا ,پیدا ,تازه ,البته

میدونین ما هروقت میایم مشهد دوساعت فقط میچرخیم تا یه جایی رو پیدا کنیم برای فراغت .

دیشب هم همینطور بود .

امروز ساعت ۷ اومدیم دانشگاه فردوسی ؛ یک ساعت هم اینجا چرخیدیم تا من بفهمم کجا باید برم و پیداش کنم .

کارای خوابگاه رو گفتن به تنهایی و بدون کمک والدین اجام بدیم یعنی نگفتن مجبور نمودن .

بالاخره یه اتاق دونفره به من تعلق گرفت . من از همین الآن بگم واسه ترم بعد ۴ نفره میگیرم .

هم‌اتاقی‌م با این که هم‌استانیمه ولی باهاش نمی‌جوشم . اون فلسفه میخونه .

انقدر خسته بودم که موقع خداحافظی با مامان‌بابام حال بوجود آوردن صحنه‌های احساسی و دل‌تنگ شدن براشون‌رو نداشتم ، البته هنوز هم وضعیتم همینه . ناهار نخوردم و راه افتادم که برم کلاس . تو اتوبوس از یکی می‌پرسم دانشکده‌ی مهندسی میخوام برم کِی پیاده شم میگه ایستگاه آخر ؛ خب اینجا که پیچ‌پیچیه ، منم خنگ ، از کجا بدونم آخری کدومه ؟؟ ولی از بعدی که پرسیدم گفت باهاش پیاده شم تازه با این که خودش دانشکده‌ی اونوری کلاس داشت باهام اومد بالا و بقیه‌ش هم کامل برام توضیح داد ، شماره‌ش رو هم داد و وقتی فامیلشو گفت فهمیدم تقریبا هم‌شهری هستیم . رفتم کلاس . فقط من اومده بودم و چندتا از آقایون که خب هرکدوم ۵ دقیقه نشستن و رفتن . منم آخرین نفر پاشدم . این از اولیش . میگم پیدا کردن کلاسا خیلی پیچیده‌ست‌ها . من چکار کنم تا اون موقعی که یاد بگیرم ؟؟

االآن منی که با همه رودروایسی دارم چجوری به هم‌اتاقی‌م بگم از این آهنگایی که گوش میده خوشم نمیاد ؟؟

چقدر دوشواره همه‌چی :|

من ۶ واحد بیشتر در پرتالم مشاهده نمیکنم ، قضیه چیه ؟؟ چجوری وارد عمل شم وقتی واسه انتخاب واحد مینویسه برای شما در دسترس نیست یا یه همچین چیزی ؟؟ حتما باید حضوری اقدام کنم ؟؟

خیلی حوصلم سر رفته . فردا هم کلاس ندارم تازه :|

سه روز آخر هفته هم همینطور ، البته فعلا .

با این وضعیت فکر نکنم به این زودی دوست پیدا کنم ، اصلا بهتر :|

همون دوستای قبلیم عالین ، به دوست جدید هم فعلا نیاز ندارم مگر اینکه خودش پیدا شه :)

آهنگا رو مخمه :|||| تعجب آوره اگه بگم اصلا خیلی آهنگ گوش نمیدم ؟؟ 

تازه همه‌چی به کنار . غذا رو باید ۴۸ ساعت قبلش رزرو کرد و منم که فعلا هیچی ؛ پس تا سه شنبه غذا ندارم و دو روز آخر هفته هم کلا نمیدن فقط ۴شنبه رو میتونم راحت باشم البته اونم اگه تا فردا رزرو کنم یعنی یادم بمونه .

فعلا چیز دیگه‌ای واسه گفتن ندارم ، بنظرتون امشب دلم برای اهل خانه تنگ میشه ؟؟

شب قبل از رفتن دلم تنگ شده‌بودا تازه کلی هم گریه کردم ولی الآن ؟ فکر کنم از خستگیه .

اگه تنگ بشه که حتما در جریان قرار میگیرین چون بجز اینجا و گروه تلگرامی بچه‌ها جایی رو ندارم که بگم :)


اینم کلاس خالی از سَکَنه‌مون :))

جدی‌جدی دانشجو شدیم رفتا ، عجبا :دی


فحـــــش از دهنِ تـُـــو طیبات استـ 

#سَـــــعدی


دریاچه‌ے نمڪ تو صورتت گُـــمہ

تـُــو بانمڪ‌ترے دریا تَوَهٌّمـــــہ


منبع اصلی مطلب : ✍ آرزو نویس
برچسب ها : ندارم ,کلاس ,فعلا ,پیدا ,تازه ,البته
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : ۲۶_ اولین پستی که از خوابگاه میذارم